X
تبلیغات
رایتل

تجربه های یک مامان

خداوند در 2 اسفند 88، پسرکوچولویی را به من امانت داد.

همان پروژه سنگین

چهارشنبه 27 مهر‌ماه سال 1390 01:04 ق.ظ نویسنده: من! نظرات: 4 نظر چاپ

ما به لطف خدا موفق شدیم که پسری را از پوشک بگیریم. الان دو روز است که بازش می گذارم. الجمدلله خیلی زود یاد گرفت. البته هنوز شماره ۲ را بلد نیست. می خواستم جزئیات پروژه را اینجا بنویسم ولی الان فرصتش نیست. قفل کارمان با راهنمایی یکی از دوستان باز شد. بعد هم باید می زدیم به دنده بی خیالی. هر چند گفتنش راحت است. من که روز اول کلی عصبی شدم. به زور خودم را کنترل کردم ولی خدا را شکر دیدم روز دوم خود پسر کوچولو راه افتاد. باورم نمی شد چون قصد نداشتم این قدر زود بازش بگذارم فقط می خواستم چند ساعت در روز این کار را بکنم تا کم کم عادت کند ولی وقتی دیدم یاد گرفت دیگر حیفم آمد دنباله اش را نگیرم. امیدوارم برای همه به همین راحتی باشد بلکه راحت تر.