X
تبلیغات
رایتل

تجربه های یک مامان

خداوند در 2 اسفند 88، پسرکوچولویی را به من امانت داد.

نکته ای دیگر درباره کتاب

پنج‌شنبه 8 دی‌ماه سال 1390 12:54 ق.ظ نویسنده: من! نظرات: 4 نظر چاپ

به نام خدا

تهران که بودیم، یک روز برای کاری، گذارم افتاد به دبستانی که یکی از دوستانم در آن کار می کرد. چند ساعتی را در کتابخانه دبستان به سر بردم و کلی کیفور شدم. متوجه شدم که یک سری از کتاب ها را جدا کرده اند و در اختیار بچه ها قرار نمی دهند. یکی از آن کتاب ها، کتابی بود به نام: "دروغ بد است!" آن زمان حکمت این انتخاب را نفهمیدم.

حالا که فکر می کنم می بینم که چه کار درستی کرده بودند. فطرت بچه ها آنقدر پاک است و دست نخورده که هیچ سنخیتی با گناه و خطا ندارد. آن وقت چرا ما باید خودمان بیاییم با خواندن این کتاب ها، آنها را با یکسری از گناهان و کارهای بد آشنا کنیم و بعد بخواهیم بهشان یاد بدهیم که این کار بد است. این ما هستیم که با خطاهای خودمان و تربیت های نادرست، لوح پاک وجود آنها را آلوده می کنیم.

باید بیشتر حواسمان به خودمان باشد.